قسمت اول داستان جبهه...

بسم الله الرحمن الرحيم 

دوستان عزيز سلام اميدوارم که خوب و الهی و سلامت باشيد .

دوست عزيزی به نام آقاي بچه ننه  توی بخش نظرات اومده و يه سری مطالب رو نوشته  نمی دونم ديدين يا نه ؟

 اگه نديدين حتما بريد و ببينيد .

خيلی برکت داره خوندن مطالب ايشون ، به عنوانه يه بزرگتر ما رو به چوب ادب تربيت کرده . دستش درد نکنه الهی که خدا سايه منتقدين با ادب رو از سر ما کم نکنه . اما بايد چند تا نکته روعرض کنم و اون اينه که رفيق عزيزو دوست گرامی : 

 من همیشه از کسوت گرایی فراری بودم و بدم میومده ، توی جلسات و نشستها هم به رفقا گفتم اگه به کسوت من احترام میذارید بذارید ولی به این خاطر منو احترام نکنید چون اینو یه نوع ترحم میبینم و بهش علاقه ای ندارم همیشه یه چیز ی یه استادی بهم میگفت من ازش خوشم اومده وهميشه برام يه دکترينه، اونم اینه که میگفت بیشتر اهل عمل باش تا اهل حرف میگفت کلمه اسم است و فعل است و حرف سعی کن نقش فعلی بگیری به خودت نه حرف و اسم کهحرف و اسم خسر الدنیا والاخره است . شایدم اینجوری نباشه ولی خوب دیگه اینم برای خودش منطقیه که منم بهش معتقدم . به همين خاطرسعی میکنم بیشتر درجهت انسجام بچه ها تلاش کنم تا اینکه چیزی بنویسم .    من سعی می کنم شاگردی کنم تا استادی

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

هميشه گفتم اگه کسی بهم يه کلمه ياد بده منو بنده خودش کرده و بهش مديونم بريد رفقا و ببينيد که توی  بخش نظر دهی اين دوست عزيزچند کلمه نوشته تعداد حروف و کلماتش رو بشماريد و ضرب در اعداد عالم کنيد به همون نسبت من بنده آقای بچه ننه ام .اما رفيق عزيز اونقدر که به کارهای ستادی و گرد اوردن بچه ها معتقدم به نوشتم مطلب معتقد نيستم نه اينکه نيستم هستم ولی به نظرم کارهای ستادی امروزه برای متشکل و منسجم کردن رفقا بيشتر اهميت داره و ارزشمنده .ممنون از اينکه ما رو به چوب معرفتت ادب می کنی . از اين به بعد سعی می کنم به مطالب سمت و سو بدم تا  ان شا الله بتونيم با هم ديگه يه بهره ای ببريم .البته پاي درس شهدا و بزرگترا براي شروع بد نيست که از يه داستان از دورانه دفاع مقدس شروع کنيم اينايی که ميبينيم داستان و قصه نيست ما هم مراد برقی نيستيم که قصه بگيم بعضی ها بخندند تاريخ موندگاريه که هزاران مرد تر از مرد رفتند تا اين صفحات محدود برای عبرت ما بمونه و راه عاشقی ياد بگيريم . 

 

 

قسمت اول: نوشته استاد دکتر نظام الاسلامی      

 

به نام خدا

سلام

  اول سلام کردم که یه بار به دلت نیفته که فلانی هول کرده ...

  خیالت رو از همین اول راحت کنم که هم هوای تو رو و هم هوای خودم رو تا آخر خط خوب دارم .

پس اگه می خوای رفیق من باشی و تا ته کار کش بیای منو داشته باش .

اسم من مجتبی است .     سیزده .چهارده سالمه .        رو در بایست که نداریم همش همینه . البته خیلی لازم نیست خودم رو معرفی کنم .     حد اقل من اینجوری فکر می کنم .

آخه میترسم دور از جون شما ریا بشه . 02.gif                       البته بلا نسبت .08.gif

اینم که گفتم خواستم فقط با حال و هوای مسئله بیشتر آشنا بشی و گر نه چشم شیطون کور و گوشش کر من خیلی مخلص تر از این حرفام .04.gif03.gif

  القصه .!!!

  حسابی حال و هوایه جبهه زده بود به سرم .02.gif17.gif

  چون سنم واسه رفتن به جبهه کم بود،تصمیم گرفتم تو شناسنامم دست ببرم 04.gif05.gif.

  اینکارا تو اون روزا زیاد میشد و همچین بگی نگی بین بزرگایه کوچیکسال رسم بود .05.gif   یه موقع به دلت نیفته ما اهل خلاف ملافیم آآآآآآآ .13.gif   با مجید رفیقم، در مغازمون نشستیم و شناسنامه رو دستکاری کردیم .15.gif

  تاریخ تولد رو از 50 کردیم 48 04.gif!

  همینجوری به خیال خودم کشکی کشکی دو سال بزرگتر شدم !

  از شناسنامه دستکاری شده دو سه تا کپی گرفتم و به اضافه چند تا عکس و باقی مدارک . یا علی مدد بردم پایگاه شهید بهشتی .15.gif15.gif

  عشق جبهه حالی به حالیم کرده بود .

  می خواستم برم جبهه تا تمام خوبیهایه دنیا رو ببینم .05.gif

  می خواستم برم جبهه انسان کامل رو ببینم .22.gif05.gif       می دونستم که خودم ول معطلم.02.gif   اما به هیچ قیمتی حاظر نبودم از خوبای خدا بی نصیب بمونم .13.gif

  خلاصه از پایگاه شهید بهشتی فرم گرفتم .

  فرمهارو پر کردم رفتم واسه مصاحبه .

  از شما چه پنهون چون قد و قوارم کوچیک بود02.gif تصمیم گرفتم یه صفایی به قامتم بدم .04.gif05.gif

قربون حضرت عباس (ع)07.gif10.gif

  چقدر اون قد و بالای رشیدش امروز به کار من می اومد . 05.gif       جاش خالی .      جاش سبز .

بهش غبطه می خوردم نه13.gif شایدم حسودیم میشد .05.gif

  چی میشد منم یه وجب بلندتر از حالام بودم 06.gif!

  اگر دردم یکی بودی چه بودی 02.gif06.gif   درد که یکی دو تا نیست .

  سن کم 02.gifو قد کوتاه 02.gifو ....       خجالت میکشم بگم روی کم . 04.gif   چون حضرت عباسی تا دلت بخواد روم زیاده05.gif درست بر عکس سنم و ازاون   طرفم زبونم خیلی درازتر از قدمه .04.gif

  اینجوره دیگه یه جاییش کسر آب میره یه جایه دیگش قناسی ور میداره . 04.gif05.gif   ای دل غافل !   ما هم به آدم نرفتیم ... 13.gif02.gif     من که فکر می کنم مال اخلاصه زیادیه .04.gif04.gif04.gif   مونده بودم تو حول و ولا ....15.gif15.gif

  یه فکری به ذهنم رسید .33.gif04.gif

  مجید رو فرستادم رفت تیز شلواره 6 جیبه بسیجیه برادرش رو از خونشون با چند   تا میخ و یه چکش آورد .04.gif

  تا مجید برسه منم رفتم تویه آشغالای کنار جدول آب دو تا قوطی خالی کمپوت پیدا   کردم .

  مجید که اومد قوطی کمپوتها رو به ته کفشم میخ کردیم .

  کفشهام رو پام کردم و ایستادم . 11.gif   چشم حسود بترکه ...05.gif  

/ 86 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علی

البته با حتما نبايد تو اسفند باشه آآآآآآآآآ مهم اينه که تو بر نا مه ماست .

پسر گل

با سلام ..گفتم یه بار هم گفتم که من نه بچه ننه هستم و نه میشناسمش .. حالا میخواهید منو دروغ گو بپندارید میخواهید هر چی. کسی به شما تهمتی نزده و نمیزنه . بلکه راه احتیاط رو در پیش گرفتن خوب بود و هست و خواهد بود . شما همین رو قبول کنید بسه . سخت که نیست قبول کردن این مطلب . . فکر میکنید چرا میگن امام زمان وقتی بیاد قبول کردن اینکه این فرد امام زمانه و قرانی رو که اورده قران حقیقی هست . برای خیلی ها حتی عده ای از علمای شیعه مشگله میدونید چرا؟ چون ما حقیقت دین رو درک نکردیم و با توجیه و تاویلات داریم پیش میریم . لذا وقتی امام زمان بیاد و دین حقیقی رو برامون بیاره قبول کردنش برای ما سخته . من میگم کاری کنیم که وقتی اقا اومد نه گردن ما رو بزنه و نه دستوراتشون برای ما سنگین باشه و نتونیم بهش عمل کنیم .

شمع زينب سلام الله عليها

بسم المعشوق . با سلام به محضر مهدی فاطمه و عرض ارادت و ادب به ساحت آفتاب عالم تاب ولايت حضرت مولا سيد علی خامنه ای . انصافا از اين اره کشی بی مزه ای که آقای بچه ننه و بعدش آقای گل پسر برای ريشه زدن اعتقاد و عاطفه بچه های معصوم راه انداخته حالم به هم خورده . کسی که سر تا به پا مجسمه نفس و شهوت قلم و بيان و قدرته حالا اومده نقش گوساله سامری رو واسه برو بچه های معصوم و پاک و با صفای بسيجی پيدا کنه . اقای بچه ننه قد و بالايت نمی دانم در مقياس کيلو و متر چقدر است اما يقين دارم که مغزت به اندازه يک ارزن نيست و بدتر در وجودت سياه چاله های غفلت و جهل و خود بزرگ پنداری پرتگاهی بس هولناک به نظر ميرسد که هر که به شکاف هويت شما نزديک شود لاجرم در معرض سقوط و انحطاط قرار خواهد گرفت . مدتی است که کلمات بی نور و نوشته های تاريکت را که حسابی لگد به ذوق ادمی ميزند با کراهت خوانده ام . خدا شما و همه ما را ببخشد و بيامرزد.

شمع زينب سلام الله عليها

محضر مبارک تمام فطرتهای عالم تاب بچه های شیعه امیر المومنين علی عليه السلام : در اين دنيا و در روز جزا ولو مبتلا به بلای سر نوشت ابدی خود شهادت می دهم که برادرم یا بهتر بگویم پسرم علی (سماور ۳۵) از روز ابتدای دو ران کودکی و نوجوانی خود تا به امروز که عالمی بزرگوار . نورانی اهل ورع . مقيد به امور شرعی صالح .مودب به اداب الهی . بوده است و اينجانب که سالها در محضر اين بزرگوار و برادران دينی ديگری که حق برادری به گردن اين حقير دارند جز شهرت به خير حتی يک لکه کدر از اعتقادات و اخلاقيات و صفات سراغ ندارم چه خود ديده و يا از ديگران شنيده باشم . آنهايی که شک به عصمت اين جوان و اهالی سفر پر جاذبه و معنوي پابوسی حصن ولايت امام رضا (ع) دارند خود مشکوک به انحراف و شهوت و معصيتند . گفته اند کافر همه را به کيش خود پندارد . هر کسی که وجدانش تفکرش روحش کرم بد بينی و سوء ظن گرفته است او خود تجسم ابليس و بلکه خود ابليس و چه بسا بدتر از ابليس است . بچه ننه برای اخرين بار به تو هشدار می دهم که فکری به حال ان باطن ويرانت کنی و گرنه هر چه ديده ای از چشمان کور خودت خواهی ديد که البته به علت اعمی بودن به يقين سرنوشتت جز سقوط به د

شمع زينب سلام الله عليها

پس هر چه زودتر به خودت برس دلت را آوار برداری کن و تا نفسی هست به جای دود و خاکستر پرا کنی و الوده کردن ذهن و دل باغ و بهار و بهشت خدا وند در روی کره خاک که این بچه ها باشند خود را هر چه زودتر تصفیه کن. فقط یک مطلب را در آخر مثل مته در سوراخ مسدود گوش کهولت گرفته ات فرو کن و آن اینکه بندگان خدا وند در عرصه تکلیف با انسانیتشان در عرصات اقامه دین خدا در جامعه حاضر می شوند نه با جنسیتشان . فاطمه زهرا سلام الله علیها و دختر ایشان زینب کبری سلام الله علیها درست است که از لحاظ وراثت زن بودند اما از منظره صفات وحیانی از خیلی مردها و مرد نما ها مردانگی بیشتری به ساحت دین خدا داشتند تازه این را هم بدان که در میان 313 یار خاص امام زمان سلام الله علیه برخی مومنات علمداران ستادی حضرتند که میترسم در این موارد که حکمت انقلاب مدینه و طوفان کربلا و نهضت فرج آقا صاحب الزمان است باز هم به خود ناقابلت شک کنی و اگر باز هم مشکلی داشتی حتما بالضروره چند روزی باید بستری گردیده و سکس درمانی شوی ( سکس به معنای جنسیت ). برای اخرین بار باشد که می بینم شر و ور می نویسی و آیات قرآن را مصادره به مطلوب می کنی از خدا بترس .امیدوارم دیگر هی

شمع زينب سلام الله عليها

در نهایت وصیت می کنم به همه انهایی که این نوشته را می خوانند به بچه هایی که در این سفر نورانی و خدایی و معصومانه سعادت حضور داشته اند اگر خدا وند اراده فرمود و اجل من فرا رسید قبل از اینکه به خاکم بسپارند اگر فراهم بود قدری از خاک پای این بچه ها و اگر مقدور نبود دستمال سبزی را که متبرک به ضریح حضرت امام رضا علیه السلام شده است و اشک رو ضه های امام حسین علیه السلام این بچه ها آغشته کنند و برای تبرک به جهت ان سفر بی نهایت به سوی پروردگار عالم در کفنم بگذارند که سپر اتش قهر خدا و برات بهشت نگاه خوش منظره امیر المومنین علی علیه السلام خواهد بود . یا زینب صلی الله علیک.

گل پسر

با سلام ..... فقط یک چیز . خانم محترم جناب شمع زینب .ادب حکم میکند که در برابر کلمات شما سکوت را اختیار کنیم . شما هنوز رعایت ادب را نمیکنید چه رسد به اینکه بخواهد رعایت احتیاط ( انهم در برابر نامحرم را داشته باشید ) برای یک خانم دیگه هم نوشتم برای شما هم مینویسم که : حضرت زهراء سلام الله علیها فرمودند: بهترین چیز برای یک زن انستکه نه نامحرمی او را ببیند و نه او نامحرمی را . از من گفتن بود . خواه پند گیر خواه ملال.

دیوانه زهرا

سلام....من اومدم اما دلم نيومد بی نظر برم....اولا که اقای گل پسر از کجا معلوم که شمع زينب خانوم باشن؟... ثانيا بريد حديث رو دوباره بخونيد...البته اگر که واقعا بی غرض هستيد...می دونيد که حضرت رسول وقتی حضرت زهرا اين حرف رو زدن که بهترين چيز برای زن اين است که او نامحرمی را نبيند ونامحرم هم او را نبيند بعد فرمودند فاطمه پاره تن من است...اما جايی که اقتضا کند وبرای در عرصه های مختلف اجتماعی خانوم زهرا با وجود اينکه اون موقع عصر جاهليت بود در اجتماع ظاهر می شدند تا حجت رو برای افرادی که فقط تفسير به رای می کنند چون شماها تموم کنن...خداوند زن ومرد رو در کنار هم افريده پس بهتره که عوض مغلطه کردن بشينيد کمی فکر کنيد

sh

سلام اولين باره که سرميزنم. فقط يه نکته. اين جناب بچه ننه يه سوالی يا انتقادی رو با متانت و مودبانه مطرح کرده و صاحب وبلاک و جناب بهرامی از همون اول با لحن مناسبی باهاشون صحبت نکردن. خوب با يه انتقاد که نبايد بر اشفته بشيد

شمع زینب سلام الله علیها

بسم المعشوق همه را کمیته میگیرد . ما را جهاد سازندگی .کاشکی اونایی که پشت دیوار رو ادعا دارند که می بینند فرق بین زن و مرد بودن را از همین چند جمله می توانستند بفهمند خلاصه بد جوری آدرس را گل پسر عوضی رفتی درست عین دفعه قبل با همان وجه ایدی و اسم قبل . یه دور دیگه مطالب منو بخون شاید مفید بود و مقبول افتاد .