جنگ اول به از صلح آخره

 

نيست11.gif11.gif11.gif

 

اگه نيست از ۱۱۸ بپرس بهت می گه البته اگه کار براش مهمونی نباشن03.gif

 

محمد

(شهرام) عزيز سلام:04.gif

 

    آقا شهرام هنوز يادم نرفته اون خنده هاي ملكوتي و قشنگت رو،01.gif هنوز كه هنوزه باور ندارم كه رفته باشي از اين سرزمين ريا و تزوير،33.gifاما يه دليلی دارم كه بهم ثابت مي كنه كه ديگه بر نمي گردي 02.gifو اون خاطره چهره ملكوتيته07.gifبا آن عشق شهادتيكه مثه پيشوني بنديا زهرات وقتي تو باد تكون مي خورد غيرت آدمو تحريك مي كرد13.gif و خلاصه آدم غيرتي ميشد،به قول اين معلماي ادبيات،03.gif داداش پيشونی بند يا زهرات دل آ‌دمو مي لرزوند01.gif و خلاصه اعتقاد آدمو به رقص در مي آورد. شايد واسه همين حسه كه اسم اين وبلاگم شد، رقص اعتقاد

. اون روز كه مثه ديوونه ها دنبال تا بوتت تو اين شهر مرده و بي سر و صدا مي اومدم تا بهشت شهدا، يعني همون قلب شهدا ،07.gifهون گوشه جيگر شهدا تو دل اين خاک مرده که تنها جاييه که هنوزداره به عشق خدا ميزنه،01.gif06.gifهمون جا ميخواستند تو رو،يعنی تمام دليل مسجدی شدنمو ،06.gifتمام دليل باشهدا بودنمو، توش دفن كنن ،02.gifبه خودم مي گفتم آي بيچاره، 02.gifبازم يه قا فله ديگه رفت و جا موندي02.gif17.gif نمي دونم يادت مي آد06.gif اون سالي كه مي خواستي اجازه منو از بابام بگيري با خودت ببري جنوب 06.gif يادته وقتي بابام گفت اجازه نمي ده بهم گفتي چي06.gif

گفتي الهي آدم از كا روان اصليه جا نمونه ،،،، !! يادته11.gif06.gif

خلاصه داداش ما كه مونديم02.gif17.gif حالا حالا ها هم چشم آب نمي خوره بتونيم را هي بشيم داداش02.gif17.gif خلاصه كنم حوصلت سر نره خوابت بگيره31.gif ،آخه مي دونم الان بايد بري با شهدا صفا كني و ما زميني ها حوصلتو سر مي بريم 02.gifمي فهممت كه چه حالي داري رفيق،03.gif حال كسايي رو كه تازه به عشقشون رسيدن،07.gif يا شايد حال ديگه اي آخه اگه قرار بود همه حال تو رو منم بفهمم كه شهيد مي شدم.09.gif02.gif

خلاصه اومدم حساب كتاب كردم ديدم ما كه حالا حالا ها موندنيم داداش03.gif04.gif البته با اجازه حضرت قابض الارواح (ع)08.gif04.gif گفتم بيام بهت قول بدم يه وبلاگ باز كنم و خلاصه توش كلي از اين تجربه هاي بزرگترا بذارم شايد اين آدرسا كسي رو به خونش رسوند .03.gifشايدم ما رو آدم کرد ديگه خدا رو چه ديدی06.gifخلاصه از بي كاري بهتره .نيست06.gif

 اما منو رفيقام كه اين وبلاگ رو مي خونن 05.gifمي خوايم اول كاري يه قولي به تو و رفيقات بديم05.gif و يه قولم ازت بگيريم. 03.gif04.gif

 

نا را حتي رفاقت نكن داداش06.gif03.gif04.gif

 

اما قول من و رفيقاي اينتر نتيم :05.gif 

 

من قول مي دم كه :34.gif33.gif

 

  • دل شما رو نشكنم ،عكسا و مطالب اين وبلاگ رو هم باب ميل شما بذارم و خلاصه بلند گوي شما بشم داداش .03.gif

 

رفيقامم قول ميدن كه:34.gif33.gif

 

به اين مطالب توجه كنن01.gif اگه منطقي بود و براشون مفيد عمل كنن 03.gifو از مو ضع شما دفاع كنن نه از مو ضع نفس.03.gif

 

خلاصه قول منو رفيقام:05.gif

 

 با هم اين شد كه يادمون نره ياد شما تنها چيزيه كه اعتقادمونو به رقص در مياره و با اين رقص مي تونيم به امام حسين (ع) وفادار بمونيم وخلاصه آدم بشيم و بمونيم.

 

اما قول تو و رفقات:03.gif04.gif

 

چيه می ترسی سخت با شه06.gif نه بابا واسه کسی که شهيد شده اين چيزا سخت نيست03.gif

 

از شما هم مي خوام 01.gifكه بدون ما و رفقامون به همنشيني اهل بيت نريد03.gif04.gifآخه مابهشت نمی خوايم 02.gifبلكه دنباله هم نشينيه اهل بيتيم داداش03.gif

 

ميبينی که ما هم اره داداش يه چيزايی بلديم03.gif04.gif

 

از خودتون ياد گرفتيم09.gif03.gif08.gif

 

يادته به اين مسئولين گير ميدادی واسه شهدا حالا ما هم گير داديم04.gif

 

خودت يه کاريش بکن ،نمی دونم، بابا به يکی بگو ديگه به سلامتی شما شهيديدآآآآآآآآ 01.gifمن که نبايد راه بدم خودت بلدی03.gif04.gif

 

مخلص هر چي بچه با حال و خوش قول هم هستيم 03.gif

 

راستي وقتي تو عرش،01.gif تو جمع شهدا سينه مي زنيد،17.gif يادتون نره كه يه عده اينجا به عشق07.gif شما ،17.gifدارن ميميرن.17.gif

 

خلاصه

 

به قول اين لات و لوت ها09.gif

 

 

باقي بقای رهبر11.gif06.gifچون شماباقی هستيد03.gif جانم فداي رهبر.01.gif

 

/ 9 نظر / 6 بازدید
علي

اندر فوايد کنتور ( يا کانتِر )! روزی از روزها که از نامرادی های زمانه بس مـلول و پريشان بودم و به غايت گرفتار؛ از شدت تعب سر به دنيای مجازی گذاردم ، تا با گشت و گذار در افاضات و اشارات! دوستان و ديگران ، دمی بياسايم که ناگاه ديدم در صفحه مديريت تارنمايم پيغامی بديع مرا به خود می خواند و از بردباری و شکيبايی سخن می راند. به گمان اين که در اين دار فانی غمخواری صديق يافته ام ، سر از جيب تفکر برون آوردم و بدان لينک که دلالت می نمود رهنمون گشتم ، خاصه آن که بر آن وعده ی ياری بود و رفع گرفتاری. الغرض چون بدان پيوند ناميمون پيوستم ، ديدگانتان روز بد نبيناد که...........بقیه در : 14abdollah.persianblog.ir

بهرامی

سلام... به به مبارکه ...منم قول ميدم که به اين قولی که شما گفتيد عمل کنم... خدا توفيقتون بده و تو اين راه موفقتون کنه... التماس دعا...

negar

اقا دستت طلا ******لذت برديم/.

yekta

سلام بر قامت مهدی آشنايان ره عشق در اين بحر عميق غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده ما کجای اين طوفان گرفتاريم الله اعلم اما واقعا راست گفتن آنان که رفتند کاری حسينی کردند آنان که ماندند بايد کاری زينبی انجام دهنذ و گرنه يزيديند

ساسان

سلام فکر میکنم که منظور شما از رقص اعتقادات رسیدن به مرحله ای است که انسان در اوج لذت از تفکر در خلقت وسپاس از خداوند باشد رسیدن به خدا وسیر در حق وبودن باحق اوج کمال انسان است خوب هیچ لذتی بالاتر از این حرکت نیست . سبکبالی وبالندگی وزیبایی واحساس آرامش نتیجه این حرکت ملکوتی است. اما باید بدانیم که این انتهای راه نیست.حرکت از خلق به سوی حق اغاز راه است حرکت در خدا و با خدا اوج کمال است وباید که از این معارف به دیگران فیض رساند که تکامل اصلی در این موقعیت قرار دارد و در اصل حرکت از خدا به سوی خلق همین است . شور و شعفی که از این وادی به انسان میرسد وراهنمایی خلق که مسولیت اولیه پیامبران الهی است ودر نزد ما امر به معروف و نهی از منکر نام دارد بی شباهت به رقص زمینیان نیست. با این تفاوت که ما با لاهوتیان و ملکوتیان هم دم میشویم وهمه چیزمان برای خداوند تبارک وتعالی است وشراب ما در این رقص (time and then the sea where I same he

ساسان

؛شربا طهورا ؛ است که عقل را ضايع نميکند پس در اصل استحکام در اعتقادات باعث حرکت ميشود حرکتی به رقص تشبيه شده. اما در نظر من آ نچه که باعث رقص اعقادات ميشود بی ايمانی و سست ايمانی است به اين دليل که ما برای هر چيز ناپايدار و متغيير رقص را مثال ميزنيم مثلا ميگوييم که : فلان کس فلان آدم را ميرقصونه يا اينکه ميگوم : هر سازی که زدی رقصيديم پس رقص در اينجا حکايت از نا پايداری ميکند و رقص اعتقادات بر همين ادله استوار است و بالعکس آن هم که قبلا توضيح داده شد . يعنی اعتقادی که موجب رقص و شعف ميشود . التماس دعا the

مجتبی

سلام موندم چی بنویسم ....

پسر خوب

بسیلر عالی بود . الان متاسفانه فرصتی نیست تا بیشتر بگم . انشاء الله بزودی براتون مینویسم...

نه

به نام خدا<>سلام دوست عزيز<>آفرين<>دست مريزاد<>بازهم از شهدا بنويسين<>از خاطراتشون<>از گفتارشون<>از کردارشون<>دست حق يارتون<>التماس دعا وخدانگهدار<> اي قلم بنويس اي تارخ در خود ثبت کن در ميان کوچه يک تن ياور زهرا نشد <><><><><><><><><><><>دل غریب من از گردش زمانه گرفت/به یاد غربت زهرا شبی بهانه گرفت/شبانه بغض گلو گیر من کنار بقیع/شکست دل از دیده اشک دانه دانه گرفت/ز پشت پنجره ها دیدگان پر اشکم/سراغ مدفن پنهان و بی نشانه گرفت/نشان شعله و دود و نوای زهرا را /توان هنوز ز دیوار و بام خانه گرفت/مصیبتی است علی را که پیش چشمانش/عدو امید دلش را به تازیانه گرفت/چه گفت فاطمه کان گونه با تاثر و غم/علی مراسم تدفین او شبانه گرفت/فراق فاطمه را بوتراب باور کرد/شبی که چوبه تابوت را به شانه گرفت<><><><><><><><><><><>