به وبلاگ رقص اعتقاد خوش اومدین . سربند يا زهراي شهدا هميشه روي من تاثير داشته و اعتقاد منو دگر گون کرده و به رقص در آورده و غيرتم رو به جوش وقتي که سربند شهيدي در باد با احتزازه مثل اينه که تمام عالم در حال سجده به اون تکه پارچه ملکوتي اند . شهادت فقط جسماني نيست ميشه تو اين جهان هم شهيد شد پشت ميز مدرسه تو کلاس درس تو دانشگاه و خلاصه همه جا ميشه شهيد شد و سربند اون شهيد هم مقدسه دقيقا به تقدس همون سربند يازهراي شهداي جنگ . بايد دل رو صاف کرد و نيت رو خالص فقط يه يا علي بايد بگي و حرکت الهيت رو آغاز کني تا منشاء اثر در عالم باشي . براي شهادت ما و فرج اربابمون دعا کنيد آ رزوي قلبي ما شهادت و زيارت اربابمونه التماس دعا
نماهنگهاي عاشورايي

يا اهل العالم
کربلا کرب و بلا
بهشت زهرا
صداي زنگ قافله
ميلاد امام رضا
ز کربلا اومدم - مهدي سلحشور
saye


گروههاي فرهنگي


1.گروه فرهنگي وبلاگ نويسان حزب الله در پارسي بلاگ
2.گروه فرهنگي وبلاگ نويسان حزب الله در پرشين بلاگ

۱۳۸٦/۱/۱۳

ياد ياران سفر کرده به خير ...

نام : محمد (شهرام)               نام خانوادگی : گودرزی          تاریخ تولد : 1356/4/1

تاریخ شهادت : 1383/1/14   محل تولد : بروجرد    محل شهادت : جاده اهواز -خرمشهر

عضو گروه تفحص لشگر 31 عاشورا

۱۴ فروردین اولین سالگرد شهادت بهترین دوست

 

نتوانستم خاطرات زيباي با تو بودن را بر قلب صفحه سفيد خاطره به تصوير بكشم ، هرچه تلاش كردم نتوانستم ..... اما تصميم گرفتم تا عشق سوزان خود را كه سالي است دل شقايق را سوزانده در قالب الفاظ بيا ن كنم .... اگر بشود .... و مگر مي شود احساسي كه از جنس بلورين عشقي خدايي است را در قالب الفاظ بيان كرد؟؟

بودنت تبلور تبسمي بود از جنس اقيانوس كه شادي بخش دل يك شقايق زميني بود ...

يادت مي آيد اولين باري كه خدا داستان آشنايي من و تو را آغاز كرد ، داستاني كه طلوعي شيرين ولي غروبي جانسوز داشت ....

يادت مي آيد اولين باري را كه زيارت عاشورايت را در دستان سرد و بي روح من گذاشتي و گفتي بخوان .... اكنون گرمي دستان تو را با آن زيارت عاشورايت حس مي كنم ....

محمد جان..

يك سال گذشت ، يك سال به شهادت روزشمار از پرواز سبز تو از دشت شقايق ها به آسمان خدا مي گذرد و این سومین سالگرد توست و من در اين هجران جانگداز مي سوزم .... مي سوزم ومي سازم ....

و امروز سومین بزرگداشت ياد و خاطره تو برگزار می شود... آيا مرا نيز خواهي پذيرفت ؟

هرگز باورم نمي شد كه روزي نظاره گر پيكر بيجان تو بر دستان عاشقانت باشم .... ولي تو از خدا خواستي كه به او برسي و با شهداء همراه شوي و شدي ... خوشا به حالت محمدم...

صبح روز اول فروردين دوسال پیش را به ياد داري ؟ وقتي كه هروله كنان بسوي قتلگاه فكه مي رفتي ... آنجا ديگر توان همراهي تو را در خود نديدم و همان جا بود كه فهميدم كه من جا ماندم و تو رفتي .... رفتي و به خدا پيوستي و من تنها ماندم ...

محمدم ...

مرا نيز با خود ببر ... هرچند دل اين شقايق به مانند دل تو شيدا نيست ، اما دل شيداي تو را ديده و طعم شيدايي را چشيده ....

برادرم ....

عكس زيباي تو را به ديوار خانه دلم آويخته ام تا صبحم به ياد تو به شام رسد ... تا به ياد تو بخوابم و به ياد تو از خواب بيدار شوم ...

و چقدر زيبا بود تبسم زيبايي كه هميشه بر لبان زيباي تو نقش بسته بود ... و همين سيماي زيباي تو بود كه مرا اينچنين عاشق سيره زیبای تو نيز كرده بود...

محمد عزيز ...

دست مرا نيز با بالهاي آسماني خود كه به پهناي بهشت خداست بگير و مرا نيز در آغوش گرم خود بپذير و از اين سوختن نجاتم بخش ...

از بهشت برايم دعا كن كه بي صبرانه منتظر دعاهاي تو هستم .....

علی

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

نوشته هاي قبلي


مهمونهاي رقص اعتقاد


وبلاگهاي ارزشي


حضرت تنهايي

عين شين قاف

خدا.چت.مذهب

شيعه

اشک يخي

خادم الشهدا

زخم آسمان

مجنون ولايت

تروريسم مقدس

شهد شهادت

دلنوا

عرفه

عطر نماز

محب فاطمه

دولت عاشقي

فتح خون

يه دختر سه ساله

هيهات من الذله

لاله هاي بسيجي

وبلاگ امير عباس

وب نوشت

سايتهاي خبري سياسي اجتماعي


سايت خبري بازتاب
واحد مرکزي خبر
خبر گزاري فارس
خبرگزاري مهر
ايرنا
ايسنا
همشهري
مردمسالاري
بانک اطلاعات املاک
بانک اطلاعات تجهيزات صنعتي
شرکت سهامي فرش ايران
بانک ملي ايران

سايتهاي ارزشمندفرهنگي


شهيد مطهري

حوزه

غدير

تبيان

نشريه موازي

آئينه

موعود

شبکه امام مهدي عج