به وبلاگ رقص اعتقاد خوش اومدین . سربند يا زهراي شهدا هميشه روي من تاثير داشته و اعتقاد منو دگر گون کرده و به رقص در آورده و غيرتم رو به جوش وقتي که سربند شهيدي در باد با احتزازه مثل اينه که تمام عالم در حال سجده به اون تکه پارچه ملکوتي اند . شهادت فقط جسماني نيست ميشه تو اين جهان هم شهيد شد پشت ميز مدرسه تو کلاس درس تو دانشگاه و خلاصه همه جا ميشه شهيد شد و سربند اون شهيد هم مقدسه دقيقا به تقدس همون سربند يازهراي شهداي جنگ . بايد دل رو صاف کرد و نيت رو خالص فقط يه يا علي بايد بگي و حرکت الهيت رو آغاز کني تا منشاء اثر در عالم باشي . براي شهادت ما و فرج اربابمون دعا کنيد آ رزوي قلبي ما شهادت و زيارت اربابمونه التماس دعا
نماهنگهاي عاشورايي

يا اهل العالم
کربلا کرب و بلا
بهشت زهرا
صداي زنگ قافله
ميلاد امام رضا
ز کربلا اومدم - مهدي سلحشور
saye


گروههاي فرهنگي


1.گروه فرهنگي وبلاگ نويسان حزب الله در پارسي بلاگ
2.گروه فرهنگي وبلاگ نويسان حزب الله در پرشين بلاگ

۱۳۸۳/٩/۱۱

قسمت اول داستان جبهه...

بسم الله الرحمن الرحيم 

دوستان عزيز سلام اميدوارم که خوب و الهی و سلامت باشيد .

دوست عزيزی به نام آقاي بچه ننه  توی بخش نظرات اومده و يه سری مطالب رو نوشته  نمی دونم ديدين يا نه ؟

 اگه نديدين حتما بريد و ببينيد .

خيلی برکت داره خوندن مطالب ايشون ، به عنوانه يه بزرگتر ما رو به چوب ادب تربيت کرده . دستش درد نکنه الهی که خدا سايه منتقدين با ادب رو از سر ما کم نکنه . اما بايد چند تا نکته روعرض کنم و اون اينه که رفيق عزيزو دوست گرامی : 

 من همیشه از کسوت گرایی فراری بودم و بدم میومده ، توی جلسات و نشستها هم به رفقا گفتم اگه به کسوت من احترام میذارید بذارید ولی به این خاطر منو احترام نکنید چون اینو یه نوع ترحم میبینم و بهش علاقه ای ندارم همیشه یه چیز ی یه استادی بهم میگفت من ازش خوشم اومده وهميشه برام يه دکترينه، اونم اینه که میگفت بیشتر اهل عمل باش تا اهل حرف میگفت کلمه اسم است و فعل است و حرف سعی کن نقش فعلی بگیری به خودت نه حرف و اسم کهحرف و اسم خسر الدنیا والاخره است . شایدم اینجوری نباشه ولی خوب دیگه اینم برای خودش منطقیه که منم بهش معتقدم . به همين خاطرسعی میکنم بیشتر درجهت انسجام بچه ها تلاش کنم تا اینکه چیزی بنویسم .    من سعی می کنم شاگردی کنم تا استادی

هميشه گفتم اگه کسی بهم يه کلمه ياد بده منو بنده خودش کرده و بهش مديونم بريد رفقا و ببينيد که توی  بخش نظر دهی اين دوست عزيزچند کلمه نوشته تعداد حروف و کلماتش رو بشماريد و ضرب در اعداد عالم کنيد به همون نسبت من بنده آقای بچه ننه ام .اما رفيق عزيز اونقدر که به کارهای ستادی و گرد اوردن بچه ها معتقدم به نوشتم مطلب معتقد نيستم نه اينکه نيستم هستم ولی به نظرم کارهای ستادی امروزه برای متشکل و منسجم کردن رفقا بيشتر اهميت داره و ارزشمنده .ممنون از اينکه ما رو به چوب معرفتت ادب می کنی . از اين به بعد سعی می کنم به مطالب سمت و سو بدم تا  ان شا الله بتونيم با هم ديگه يه بهره ای ببريم .البته پاي درس شهدا و بزرگترا براي شروع بد نيست که از يه داستان از دورانه دفاع مقدس شروع کنيم اينايی که ميبينيم داستان و قصه نيست ما هم مراد برقی نيستيم که قصه بگيم بعضی ها بخندند تاريخ موندگاريه که هزاران مرد تر از مرد رفتند تا اين صفحات محدود برای عبرت ما بمونه و راه عاشقی ياد بگيريم . 

 

 

قسمت اول:

نوشته استاد دکتر نظام الاسلامی

 

 

 

 

به نام خدا

سلام

 

اول سلام کردم که یه بار به دلت نیفته که فلانی هول کرده ...

 

خیالت رو از همین اول راحت کنم که هم هوای تو رو و هم هوای خودم رو تا آخر خط خوب دارم .

پس اگه می خوای رفیق من باشی و تا ته کار کش بیای منو داشته باش .

اسم من مجتبی است .   

 سیزده .چهارده سالمه .      

 رو در بایست که نداریم همش همینه .

البته خیلی لازم نیست خودم رو معرفی کنم .    

حد اقل من اینجوری فکر می کنم .

آخه میترسم دور از جون شما ریا بشه .                      

 البته بلا نسبت .

اینم که گفتم خواستم فقط با حال و هوای مسئله بیشتر آشنا بشی و گر نه چشم شیطون کور و گوشش کر من خیلی مخلص تر از این حرفام .

 

القصه .!!!

 

حسابی حال و هوایه جبهه زده بود به سرم .

 

چون سنم واسه رفتن به جبهه کم بود،تصمیم گرفتم تو شناسنامم دست ببرم .

 

اینکارا تو اون روزا زیاد میشد و همچین بگی نگی بین بزرگایه کوچیکسال رسم بود .

 

یه موقع به دلت نیفته ما اهل خلاف ملافیم آآآآآآآ .

 

با مجید رفیقم، در مغازمون نشستیم و شناسنامه رو دستکاری کردیم .

 

تاریخ تولد رو از 50 کردیم 48 !

 

همینجوری به خیال خودم کشکی کشکی دو سال بزرگتر شدم !

 

از شناسنامه دستکاری شده دو سه تا کپی گرفتم و به اضافه چند تا عکس و باقی مدارک .

یا علی مدد بردم پایگاه شهید بهشتی .

 

عشق جبهه حالی به حالیم کرده بود .

 

می خواستم برم جبهه تا تمام خوبیهایه دنیا رو ببینم .

 

می خواستم برم جبهه انسان کامل رو ببینم .   

 

 می دونستم که خودم ول معطلم.

 

اما به هیچ قیمتی حاظر نبودم از خوبای خدا بی نصیب بمونم .

 

خلاصه از پایگاه شهید بهشتی فرم گرفتم .

 

فرمهارو پر کردم رفتم واسه مصاحبه .

 

از شما چه پنهون چون قد و قوارم کوچیک بود تصمیم گرفتم یه صفایی به قامتم بدم .

قربون حضرت عباس (ع)

 

چقدر اون قد و بالای رشیدش امروز به کار من می اومد .     

 

جاش خالی .   

 

جاش سبز .

بهش غبطه می خوردم نه شایدم حسودیم میشد .

 

چی میشد منم یه وجب بلندتر از حالام بودم !

 

اگر دردم یکی بودی چه بودی

 

درد که یکی دو تا نیست .

 

سن کم و قد کوتاه و ....    

 

خجالت میکشم بگم روی کم .

 

چون حضرت عباسی تا دلت بخواد روم زیاده درست بر عکس سنم و ازاون

 

طرفم زبونم خیلی درازتر از قدمه .

 

اینجوره دیگه یه جاییش کسر آب میره یه جایه دیگش قناسی ور میداره .

 

ای دل غافل !   ما هم به آدم نرفتیم ...   

 

من که فکر می کنم مال اخلاصه زیادیه .

 

مونده بودم تو حول و ولا ....

 

یه فکری به ذهنم رسید .

 

مجید رو فرستادم رفت تیز شلواره 6 جیبه بسیجیه برادرش رو از خونشون با چند

 

تا میخ و یه چکش آورد .

 

تا مجید برسه منم رفتم تویه آشغالای کنار جدول آب دو تا قوطی خالی کمپوت پیدا

 

کردم .

 

مجید که اومد قوطی کمپوتها رو به ته کفشم میخ کردیم .

 

کفشهام رو پام کردم و ایستادم .

 

چشم حسود بترکه ...

 

واسه خودم دکلی شده بودم .

 

خوش به حالم !    

 

به این میگن قواره !     

 

 فیگور که میگن همینه ! مگه نه !

 

شلوار 6 جیب رو هم که پوشیدم دیگه قوطی کمپوتها از بیرون معلوم نبود .

 

چون شلوار از قد من بلند تر بود و روی قوطی ها رو پوشونده بود .

 

چیزی شبیه همین بیتلهایی که دوسه ساله پیش که توی خیابونا پرسه میزدن .

 

نوبت مصاحبه که رسید صدام زدند ....

 

با احتیاط به طرف اتاق مصاحبه ه راه افتادم ......

 

 

 

و اين داستان ادامه دارد ... .

علی

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

نوشته هاي قبلي


مهمونهاي رقص اعتقاد


وبلاگهاي ارزشي


حضرت تنهايي

عين شين قاف

خدا.چت.مذهب

شيعه

اشک يخي

خادم الشهدا

زخم آسمان

مجنون ولايت

تروريسم مقدس

شهد شهادت

دلنوا

عرفه

عطر نماز

محب فاطمه

دولت عاشقي

فتح خون

يه دختر سه ساله

هيهات من الذله

لاله هاي بسيجي

وبلاگ امير عباس

وب نوشت

سايتهاي خبري سياسي اجتماعي


سايت خبري بازتاب
واحد مرکزي خبر
خبر گزاري فارس
خبرگزاري مهر
ايرنا
ايسنا
همشهري
مردمسالاري
بانک اطلاعات املاک
بانک اطلاعات تجهيزات صنعتي
شرکت سهامي فرش ايران
بانک ملي ايران

سايتهاي ارزشمندفرهنگي


شهيد مطهري

حوزه

غدير

تبيان

نشريه موازي

آئينه

موعود

شبکه امام مهدي عج